ضمیمه دارداز در کمیسَری راهمان نمیدهند. عجالتاً ملاقاتموقوفید آقاجان. آجان نوشته: بیآبرویی کرده، با اجیر و نوچهی بدمست راهافتاده عربدهکِشی. پیش سرمفتّش حقبهجانب درآمدیم که راپورتِ شکمی داده بیپدر. نذر هرساله دارند آقاجانمان. بهنیّتِ مغفرت، شبِ مُحرمی بلندبلند استغفار میکرده. افاقه نکرد. عافیتِ لایعقلی، محبس سهروزه نوشته، جیره نصفِ مقرری بهجهتِ بدخُلقی، ثبتِ در دوسیه، فقرهی بعدی کفّاره مشدّد. سند و بنچاق هم گرو برنداشت. دستبهدامن کسبه شدیم، پیجویی اهلوعیالِ سرمفتّش. گفتند جمعهای ختنهسورانِ اخویزادهاش بوده، باغ بالا. جماعتِ نظمیهچی بودهاند و دو سهتا حکومتی. مِی و مِیگسار و تار و تمبک و رقاص ِ مجرّب اجمعین مهیّا تا خودِ صبح. همشیرهشان هم بعدِ برّهکبابِ شام، محض مجلسگرمی تکانی به بدن داده بوده بیحیا. فوتو ضمیمه است. دیشب فرستادیم از عکاسخانه کفرفتند. نشانِ سرمفتّش بدهید، بفرمایید غروب مرخصتان نکند، ما میدانیم و یک تیمچه و فوتوی همشیرهاش.